...
امان از آدمایی که صبح تا شب برای فریب من و تو نقاب به چهره دارن ( و این در صورتی هستش که ما اونقدر ساده لوح باشیم که بشه فریبمون داد )
البته نقاب داریم تا نقاب ... مثلاً کسی نمی خواد دیگرون از حال و روز بدش با خبر بشن ، برای همین سعی می کنه با سیلی صورتش رو سرخ نگه داره . به عبارتی نقاب شادی و رضایت به چهره می زنه تا مخلّ آسایش و آرامش کسی نباشه .... یا امثال این
امّا ... امّا دریغ و درد از دشمن های دوست نما ... اونهایی که نقاب دوستی به صورت می زنن تا سیرت پلیدشون دیده نشه و بتونن پشت اون قایم بشن
شاعر بیمار نبوده ، با کسی هم پدر کشتگی نداشته که گفته :
ای بسا ابلیس آدم رو که هست
پس به هر دستی نباید داد دست
اونهایی که توی تمام یا قسمتی از روابط و تعاملات اجتماعی خودشون ، آنچنان ماهرانه پشت نقاب دیگر فریبی پنهون می شن که بعضاً خودشونم باورشون می شه کسی که داره عرض اندام می کنه " خود " واقعیشونه
اونهایی که برای رسیدن به هدفشون ، حاضرن به هر وسیله ای متوسّل بشن و به هر ریسمون پوسیده ای چنگ بزنن
اونهایی که همه ی زندگیشون بالماسکه ای بیش نیست ... چون با چهره ی واقعیشون نمی تونن کاری از پیش ببرن ... حتی تحمّل اون چهره برای خودشون هم سخته
البته شناخت اینجور موجودات ( حیفم میاد بگم آدم ) زیاد هم سخت نیست . موجودات غل و غش دار ، اونقدرا هم زرنگ نیستن . نشنیدین می گن دروغگو کم حافظه ست ؟
این عبارت رو در مورد این افراد هم می شه به کار برد دیگه ... چه دروغی بزرگتر و قبیح تر از فریب دیگرون ؟ پس بالاخره یه جایی دستشون رو می شه و به قول معروف پته شون رو آب می افته
اینها موجودات نرمالی نیستن و ضعف ها و نقصان های زیادی دارن ـ البته هیشکی کامل نیست ... هیشکی هم مطلقاً خوب و بی نقص نیست ـ معمولاً نقاط ضعف و نکات منفی این افراد بیش از نقاط قوّت و نکات مثبتشونه ، مثل عقده ی حقارت ، حسد ، بخل ، و ... خوب واسه همینم سعی می کنن خودشون رو جور دیگه ای جلوه بدن
نقاب های زیادی داریم :
دوستی ! .......... روشنفکری ! .......... دلسوزی ! .......... همه دان و همه فهم بودن ! ......... و .........
رنگارنگ و جور واجور ...
این نقاب ها تا کی می مونه ؟
تا کی دووم داره ؟
بالاخره یک روز می افته ، نه ؟
اون وقته که باید بگیم :
وحشت نکنید آدمیزاده ست
از چهره فقط نقابش افتاده ست
...
خدایا کمک کن تا فقط خودمون باشیم ... فقط خودمون و فقط در جهت رضای تو و قرب تو و در مسیر انسان شدن و انسان ماندن قدم برداریم
یاریمون کن اونقدر مقبول باشیم که تحت هیچ شرایطی ، هیچ نقابی رو به چهره ی واقعی مون ترجیح ندیم
کمک کن اونقدر نیک ، شایسته ، دوست داشتنی و قابل عزّت و احترام باشیم که به اون چه که هستیم مباهات کنیم و مباهات کنند .
آمین
...
¤¤¤
چه جرأتی پیدا می کند انسان ، اگر بداند دیگران دوستش دارند .
" فروید "
و من پر جرأت ترینم ، چون می دانم و یقین دارم تو دوستم داری ..... تو که دوستی ات با تمام دنیا برابری می کند ...
...
آن روز که محک می زدم عیارت را
و بر بی چیزی خویش سخت افسوس می خوردم ،
تو
چه با سخاوت
در داد و ستدی ناپایاپای
دلم را گرفتی
دلت را سپردی
...

اس ام اس ها و پیام های زیبایی که این هفته داشتم :
» یه نفر ، یه جایی تمام رویاهاش لبخند توست و وقتی که به تو فکر می کنه احساس می کنه که زندگی واقعاً با ارزشه ... پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر بسپار که یه نفر ، یه جایی در حال فکر کردن به توست ( ممنونم مینای عزیزم )
» آرزوهایت را یادداشت کن . خداوند آنها را فراموش نمی کند ، اما تو فراموش می کنی آنچه که امروز داری خواسته ی دیروز تو بوده است ( سپاسگزارم آقای فرهاد محمدی ، برادر بزرگوارم )
» من به خورشید اعتقاد دارم ، حتی اگر ندرخشد . من عشق را باور دارم ، حتی اگر تنها باشم . من به خدا ایمان دارم ، حتی اگر ساکت باشد ( ممنون از لطفتون دوست خوب و گرانقدرم ، دکتر سهرابی عزیز )
» پرواز اعتماد را با یکدیگر تجربه کنیم ... وگرنه می شکنیم بال های دوستی مان را ( سپاس از شما آقا رضا ترلان مهربان )
» اگر در قلبتان عشق باشد ، می توانید هر روز معجزه کنید ( تشکر از دوست ارزشمندم آقای سینا بهرامی )
» سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد ، تندیسی زیبا نمی شود . فقط یک بار فرصت داری تا از وجودت تندیس بسازی . پس از زخم تیشه خسته نشو ( ممنون سلمان نازنینم )
» سرور آمیزترین لحظه های دل من لحظاتی ست ، که احساساتم نثار آستان معدود چهره های گرانقدر می شود ( فدات بشم ماریای مهربونم )
» در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری ، کوچک تر خواهی شد ( متشکرم برادر خوبم آقای فرهاد محمدی )
» تردیدها به ما خیانت می کنند ... تردید نکنید ( سپاسگزارم جناب دکتر حلّت عزیز )
» من می تونم یه بغل گل برات بفرستم ، اما به جای اون یه آینه بهت می دم که بهترین گل دنیا رو توش ببینی ( قربونت برم بهار نازم )
» دوستای خوب مثل ستاره هستن ، اگه یه روز نبینیشون باز خیالت راحته که سر جاشون هستن ( مرسی جابر جان )
» اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی ناامید نشه ( ممنونم زهرای مهربونم )
دلم می خواد :
* تولدت رو از اینجا هم تبریک بگم فرزانه جونم ، خواهر گلم ... انگار همین دیروز بود که تو بغلم برات شعر زمزمه می کردم تا بخوابی ... حالا پسر کوچولوت رو پیغام گیر برام پیام می ذاره : خاله نسترن بازم شاگرد اول شدم ، جایزه رو آماده کن .................. دوستت دارم ... الهی سالیان سال زنده باشی و به همه ی آرزوهای قشنگت برسی
* همیشه شاد باشید و خندون و پر شور ، خواهر زاده های گل و نازم : عماد ... علی ... امیر محمد
* تشکر کنم از زحمتی که متقبل شدید و یادگاری های بسیار زیبا و ارزشمندتون ، برادر بزرگوارم آقای فرهاد محمدی
* قدر دانی و تشکر کنم از لطف بسیار و زحمت فراوانی که کشیدید برای یادگاری ارزشمندتون ، دوست و برادر گرانقدرم ، جناب آقای ن . باور
* سپاس از محبت ها و بزرگواری های همیشگی شما ، دوست و برادر گرامی ام جناب دکتر میرزایی
* و تقدیر و امتنان از زحمات و الطاف مدیریت محترم سایت اختصاصی متاآرشیو ، برادر بزرگوارم جناب آقای سواد کوهی
* و سپاس بسیار از الطاف شما ، دوست گرانقدر حسین آقا زارع
* و تشکر فراوان از برادر ارجمندم آقای شاملو و همسر نازنینشون
* و سپاس از همه ی خوبی های بی دریغ و دوست داشتنی تو ، فاطمه جانم
* و تشکر و امتنان از همه ی محبتای زیبای بهار نازنینم
* و تشکر و سپاس از مسیح بزرگوار و عزیز که همیشه مدیون و مرهون همراهی های مهربانانه اش بوده ام
* و سپاس و امتنان از استاد بزرگوار جناب آقای شریفیان به خاطر محبت های همیشگی شون
* و تشکر از استاد عاکف گرامی ، برای بزرگواری هاشون
* و همه ی دوستان گل و نازنینم که اگه بخوام اسمشون رو ببرم ، شاید متن بسیار طولانی و خارج از حوصله ی این صفحه بشه
* پیشاپیش تولد دختر ناز و قشنگم رویا و دوست بسیار خوبمون آقا رضا ترلان رو تبریک و تهنیت می گم و براشون بهترین آرزوها رو دارم
خیلی حرفای دیگه دلم می خواست تو این پست بزنم ، اما خیلی طولانی شد و من شرمنده ی شما هستم
شاید وقتی دیگر ...
دوستتون دارم

The only way to find rainbows is to look within
your heart
امروز یه بسته ی پستی به دستم رسید که وقتی بازش کردم به شدت غافلگیر شدم و البته هیجان زده . با کمال تعجب یه کتاب تقریبا حجیم ، با جلدی زیبا به چشمم خورد که عنوانش بود :
شکوفه های نرگسی
بد جوری هاج و واج مونده بودم ... یه نگاه دیگه به آدرس روی بسته انداختم ... سعی کردم فرستنده رو بشناسم
درسته ... یکی از دوستان زحمت کشیدن و مطالب شش ماهه دوم سال ۸۴ نرگسی رو پرینت گرفته و خیلی با سلیقه و شکیل اونا رو صحافی کرده و با جلدی زیبا به شکل کتاب درآوردن و به این حقیر هدیه کردن
جداً نمی دونم در جواب محبتشون چی باید بگم جز این که امیدوارم لایق این همه لطف و بزرگواری باشم
از صمیم قلب از شما دوست خوب و گرامی سپاسگزارم ...
¤¤¤¤
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی ...
¤¤¤¤
نه سال پیش ، تو یه روز برفی که همه جا یخ زده بود و درختا همه از شدّت سرما قندیل بسته بودن ، درست همین ساعت ( ۶.۳۰ صبح ) رفتم برای استقبال از سومین شکوفه ی عمرم ... سومین باغ امید و شادی
نه سال پیش همزمان با اذان ظهر رویای شیرین من پا به عرصه ی هستی گذاشت ... مقدمش مبارک
رویای قشنگم تولّدت مبارک
