کفر نعمت !
كبرياي توبه را بشكن ، پشيماني بس است
از جواهرخانه ی خالي نگهباني بس است
ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين
آبروداري كن اي زاهد ! مسلماني بس است
خلق دلسنگاند و من آيينه با خود ميبرم
بشكنيدم دوستان ، دشنام پنهاني بس است
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است ميبارد ! فراواني بس است
نسل پشت نسل ، تنها امتحان پس ميدهيم
ديگر انساني نخواهد بود ! قرباني بس است
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت ميكنيم
سفرهات را جمع كن اي عشق ، مهماني بس است !
"فاضل نظری"
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت توسط ن . مقدسی
|