+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط ن . مقدسی
|
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند .
فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته . شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت . خدا گفت : ديگر تمام شد ؛ ديگر زندگي براي هر دوی شما دشوار مي شود . زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود ، زمين برايش کوچک است ؛ و فرشته اي که مزه ی عشق را بچشد ، آسمان ...